تبليغاتX
دیگر، وبلاگ ادبیات و هنر

روز همبستگی با دانشجویان در بند
86/05/14

 

                                               هنوز دانشجوی ایرانی را به بند می کشند

نمي‌توانم در اين دقايق سخت كه كند هم مي‌گذرند چيزي بنويسم كه در خور رفقاي دربندم باشد. مگر آن‌ها چندساله‌اند؟ همين دوم مرداد بود كه سهیل عزيز را ديدم و دست هم را فشرديم. امير يعقوب‌علي تپل و دوست‌داشتني را هميشه براي اين‌كه بيشتر از سن‌اش مي‌فهميد مي‌ستودم و شجاعت و قلم قدر مسعود باستاني را دوست داشتم. مرتضي اصلاح‌چي را با همه‌ي دل‌نگراني‌هايش و صداقت‌اش براي جنبش دانشجويي مي‌شناختم و ديگران را كم‌و بيش در مجامع مختلف به‌اندازه‌ي چند جمله همراه بوده‌ام. اما چه تنها مانده‌ايم ما، چه تنها و اينك بي‌جوانان وطن چه دشوار مي‌گذرانيم.

يقين دارم كه آفتاب ديگر بار با فرياد خلق، درهاي اوين را خواهد شكست و رفقا، رفقاي جوان و جسورم را روي دوش خلق قهرمان ايران، آزاد از بند دژخيمان ج.ا خواهم ديد و با هم اشك شوق مي‌ريزيم.

 

پ.ن1: اين ياداشت كوتاه را مي‌گذارم به پاي هژير پلاسچي عزيز كه كم قدرش را تاكنون دانسته‌ام.

پ.ن2: وبلاگ «کمیته تلاش برای رهایی امیر یعقوبعلی» و «همبستگی با دانشجویان در بند» را دريابيد.

 

[+] |