كاري كه قاسم کشکولی با انتشار اصلاحيههاي حكومتي بر آخرين رمانش، «رمان نامه» انجام داده است. عملي ستايشبرانگيز است، چرا كه در اين وانفساي ظلم و جور نشان ميدهد هنرمند ايراني زنده و پوياست و همچنان خلاقانه مينويسد و ميخواند. قاسم كشكولي در ميان نويسندگان نسل دوم و سوم ادبيات داستاني ایران، بيشك از همگي برجستهتر و البته جسورتر است. فردي كه رسماً اعلام كرد ديگر كتابي منتشر نميكند و وقتاش را صرف مبارزه با سانسور كردهاست. و چنين نيز كرد. وي در گفتگو با نشريه عصر پنجشنبه در فضاي خفقان آور پس از قتلهاي زنجيرهاي گفته بود: «وقتي نويسنده و شاعر را در خرابههاي اطراف شهر اعدام ميكنند...» گفتهاي كه در آن زمان به مذاق بسياري از غريبهها و آشناها خوش نيامد. کشکولی صراحتاً از سياستهاي حكومت انتقاد كرد. و با انتشار «رماننامه» در هر شكل ممكن (بر روي اينترنت، بر روي CDهاي صوتي و تصويري، انتشار كتاب در تيراژ پائين، جمعخوانيهاي متععد و بسيار در اماكن مختلف و ...) ثابت كرد كه صداي ماندگار، خفهشدني نيست.
رمان نامه: پارادوكس كاستی و كمال
رمان نامه نويسنده ای به نام قاسم کشکولی
